خرید بک لینک
matinemami

تاریخ، پیشینه و داستان زندگی انسانی است که برای ساختنِ حال و آینده خویش به درسها و عبرتهای آن نیازمند است. داستانی که از نخستین نافرمانی بشر و تا بحال در توازن میان و و نزاع مستمر و همیشگی میان حق و باطل، سیمای واقعی انسان را نشان میدهد. تاریخ، ترسیمکننده این حقیقت است که مردمانی بسیار در همانجا که حق، به درخشندگی و تابناکیِ (علیه السلام) است، «خودفریبانه» به باطل میپیوندند، و با سوءاستفاده از معضلات اعتقادی عموم مردم و بهرهجویی از اندیشه جبر مردمِ دنیامحور را میفریبند و بر حق میتازند.

اعتقاد به این که هرچه هست از جانب خدا است و هرچه او بخواهد همان خواهد شد از مسائلی است که ذهن بسیاری از مردم را به خود مشغول داشته است. شاید آنقدر که واژه «مجبورم» بر سر زبانهاست، کلمه «مختارم» شایع نباشد. اعتقاد به سرنوشت جبری و دست بسته بودن در مقابل خواسته احتمالی خداوند، باعث میشود پیامدهای عینی ناگوار و اثر بدی بر رفتار فردی و اجتماعی انسان وارد شود و انسان از تحرک و جنبش باز میایستد؛ چراکه وقتی خود را قادر بر تغییر اوضاع نداند، انگیزهای برای حرکت نمییابد و در برابر مشکلات تسلیم میشود. حال اگر این اعتقاد در میان عموم مردم گسترش یابد، در این صورت و و تغییر اوضاع نابسامان و آزادی از یوغ ستمکار معنی نخواهد داشت. در این صورت است که با سوءاستفاده، بر آنها مسلط خواهد شد و چنین جامعهای، اینگونه تسلط را نیز قسمت و سرنوشت محتوم و جبری خویش و مصلحتی از جانب پروردگار خواهد شمرد.

پشتوانه فکری دیگری که در بخشیدن به حاکمیت باطل نقش بسزایی ایفا میکند، اندیشه «جبرگرایی» است. اندیشهای که گاهی نه از روی اعتقاد قلبی، بلکه به عنوان سلاحی در دست حاکم قدرت طلب، در راه تزویر و فریفتن مردم و رسیدن* به امیال شخصی و منافع حزبی و گروهی بکار گرفته میشود. همان اندیشهای که بیمحابا، در موضوع مقابله با دشمن و باطل، از واقعه کربلاء درس مذاکره و تعامل میگیرد، در عرصه قبول مسئولیتِ تصمیمات خود نیز، از این حادثه درس گرفته و نتیجه کار را به خدا نسبت میدهد. اعتقاد یا ارجاع به سرنوشت جبری و موکول کردن اتفاقات و امور، به گونهای مطلق به خواست خدا، هرگونه احساس مسئولیت را از انسان سلب میکند و او را در هیچ حادثهای مقصر نمیداند. در این صورت هرکس قصوری کرد و نتیجه زیانباری از اعمال و تصمیمهایش گرفت، بیدرنگ آن را به گردن خداوند میاندازد.

مروجان اندیشه واگذاری مسئولیت و وظیفه اجتماعی و سیاسی خود بر عهده و اراده خداوند متعال، جامعه را به نقطه ای میکشانند که مردم جامعه، خود را خس و خاشاکی در سیل افتاده فرض کنند که بی اراده از این سویی به آن سوی میروند. چنانکه وقتی معاویه با تهدید و تطمیع، گروهی از مهاجران و انصار را به بیعت با وادار ساخت و مورد اعتراض و عبدالله بن عمر قرار گرفت، در پاسخ گفت: «انِّ امرَ یزید قد کان قضاءً مِن القضاء و لیس للعبادِ الخیرةُ مِن اَمرهم» (ابن قتیبه دینوری، الامامة و السیاسة، ج1، ص205،210); خلافت یزید و خواست خداست و بندگان خدا حق دخالت در آن را ندارند.

آری، بیشک از باورهای اسلامی اتّکال به خداوند، اعتماد به صدق وعدهی الهی و بیاعتمادی به قدرتهای مستکبر و زورگوی جهانی است؛ این یکی از اجزاء مکتب سیاسی شیعه است. اما آنکه با لباس دین، خوش بینی به دشمن و استکبار را به واقع بینی ترجیح میداد و از ترشرویی با دشمن بر حذر میداشت، چه شد که از باور مردم در توکل به خداوند سوء استفاده کرد و وظائف خود را به خدا موکول کرد؟!

آنکه با تزویر اعمال خود را جبرگرایانه بر عهده خداوند میگذارد، رفتار خویش را تا جایی که مطلوب و مقبول جامعه باشد، از جانب خودش میداند و هنگامی که با تخطئه از اشتباه در رفتار و سوال و توقع از دستاورد تصمیمات روبرو شود، آن را از ناحیه خداوند بیان میکند. در اندیشه مسئولِ جبرگرا، تکلیفِ رابطه مردم و مسئول قوه مجریه، تنها تایید و تجلیل از تصمیمات دولت است و در هنگام توقع برای بهبود و تأمین جنبه اقتصادی و اقتصادی شهروندان، باید به خدا رجوع کنند، چنانکه برجام را نازل شده از سوی خداوند بیان کردند و تأمین رفاه اجتماعی را بر عهده خداوند قرار دادند. در حالی که مسئولین دولت اعتدال، فراموش کردهاند؛ اصلی ترین و سیاست اسلامی، طبق فرمایش بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، تأمین عدالت و رفاه اجتماعی برای رسیدن به توسعه مطلوبِ فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جامعه است.

اما بعد از تمام تعریف و توصیفهای در کلام رئیس جمهور محترم درباره برجام، و نقل و قندهای ایشان درباره منتقدهای دولت، و آسایش دو گیتی را تفسیر دولتی از توافق و دانستن، به نقطهای رسیدهایم که باید حاصل سه سال وعده و مذاکره با مستکبرترین کشورهای جهان در عین چشم پوشی از آرمانها و خون جوان شهید و دانشمند این مرز و بوم و صبر و حمایت رهبر معظم انقلاب (حفظه الله) از مذاکره کنندهها، در چرخش زندگی مردم و سانتریفیوژها نمایان شود. اما دولت یازدهم فقط سعی دارد با اعطای مدال و نشانهای لیاقت و خدمت، حسِ افتخار و پیروزیِ از اجرایی شدن برجام را در جامعه کند. جعل عنوانی که حتی بعد از اجرایی شدن برجام، بازیگران اصلی عرصه مذاکره نیز آن را به معنای «گشایش اقتصادی» نمیدانند.

آنچه در این میان طبیعی است، توقع مردم از دولتی است که همه برنامههای اقتصادیاش به اجرای برجام گره خورده بود، و تا چندی پیش، ایران پسابرجام را به گونهای بهشت و مدینه فاضلهای بیمانند بیان میکردند اما آنچه رخ داد، ویرانی یکشبه کاخ ترسیم شده با برجام، به کوخ بتنی از «جبر» و«ارجاء» بود. مردمی که باید از سویی بدون توقعِ تاثیر برجام بر اقتصادی و فرهنگی و سیاستی کشورشان و با اعتقاد قلبی محض، برجام را فتحالفتوح دولت اعتدال بدانند و از سوی دیگر، تأمین و رفاه اجتماعی خود را از خدای برجام آفرین طلب کنند. درحالی که وظیفه دولت و بدیهیترین مصادیق مصارف بودجه دولت اسلامی؛ تأمین زندگی فقرا و مساکین و از کارافتادگان و ادای قرض افراد آبرومند ورشکسته و حتی تأمین برای ایجاد شغل برای آنها است ( نور ج 21، ص 201) .

منتشر شده در شماره 34 ماهنامه میعاد : www.afsaran.ir/link/

,

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: دوشنبه 17 اسفند 1394 ساعت: 19:29

صفحه بندی