تیکه کلام آقا مهدی در برخورد با اکثر افراد «الله بنده سی» یعنی «بنده خدا» بود. او کلمه «مومن خدا» را نیز زیاد تکرار میکرد.
تکیه کلام برادرش حمید نیز همین جمله بود. باکری همه رزمندگان و همه فرماندهان و همه انسانها را بندگان خداوند بزرگ میدانست. بنابراین سعی می کرد که با خوش رویی با همه روبرو شود. او از دو بیماری به دور بود.
یکی سوءظن نسبت به دیگران و دوم خود بزرگبینی و تحقیر دیگران و یا کوچک شمردن انسانها.
مهدی باکری در دوران حیاتش، چه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و چه در دوران مسئولیتهای مختلف، فردی کاملا ساده زیست بود.
به طوری که تمام کسانی که در زمانی با او دوست و یا همرزم بودهاند، از ساده زیستی وی خاطرات جالبی را نقل میکنند.
خواهر شهید باکری میگوید: « اهالی کارخانه قند اورمیه که مهدی در آنجا بزرگ شده بود و حتی بسیاری از اقوام و بستگان آقا مهدی که دور و بر او زندگی میکردند نمیدانستند که مهدی شهردار اورمیه است.
سرانجام مهدی باکری در روز "۲۵ اسفند ماه سال ۱۳۶۳"، در کنار رودخانه دجله و در جریان آخرین روزهای بدر، به فوز عظیم شهادت نایل آمد.
◇◆◇◆◇◆◇◆◇◆◇◆◇◆◇◆◇◆
شادی روحشون صلوات
,
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان