خرید بک لینک
yasadati

آقا میگه: خانم راضی به زحمت نبودم حالا چی خریدی برام

خانم میگه: بازکن ببین خوشت میاد

آقا با تعجب میگه: چادر...چادر...منو دست میندازی

خانم میگه: چون تو رو دوست دارم میخوام از این به بعد چادر سرم کنم

آقا میگه آخه من دوست ندارم تو چادر بپوشی

خانم میگه: به الان نگاه نکن یه روزی میرسه که همین چادرم نمیزاره که بری توی آتیش جهنم بسوزی

آقا لبخند رضایت بر لبش نقش میبنده.

,

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 2 ارديبهشت 1395 ساعت: 20:17

صفحه بندی