خرید بک لینک
mohaje14آیت الله خامنه ای ، در نخستین دیدارشان پس از تصدّی مقام رهبری ، با ایشان ، پرسید : چه کار باید بکنم؟
پدرم چند دقیقه سر خود را به زیر انداخت و بعد سرش را بلند کرد و فرمود :
(( الحمدلله شما که به مبانی مستحضرید . اگر به آنچه که طبق موازین می رسید ، عمل کنید ، که شما را تنها نگذارند! ))
این ، دومین موردی بود که از پدرم ، این گونه ملتزم شدن ( با واژه "من" ) را شنیدم .
اولین مورد آن هم زمانی بود که پدر آقایان ... در قم ، فوت کرد . وی بدهی های زیادی داشت . گمان می کنم که سال 46-47 بود . یکی از فرزندانش که به آقا ارادت داشت ، خدمت ایشان آمد و گفت : پدرم از دنیا رفته و بدهی دارد . یکی از برادرانم کارمند دولت است که چیزی ندارد . یکی دیگر از آن ها هم استاد دانشگاه است که او هم وضع مالی خوبی ندارد. برادر دیگرم هم که تمکن مالی دارد ، نمی دهد! با این شرایط وظیفه من چیست ؟
آقا فرمود : شما بدهی پدر را بده .
وی گفت : آقا ! من یک خانه دارم که زن و فرزندم در آن می نشینند و یک مغازه قصابی دارم .
آقا فرمود : این ها را بفروشید و بدهی پدر را بدهید.
آن شخص گفت : اینها را هم که بفروشم ، شاید نتوانم همه بدهی پدرم را بدهم!
آقا فرمود : هر کاری می توانید بکنید ، و لو قرض کنید . من "ملتزمم" که جبران شود برای شما !
*دیگر به عمرم کلمه ((من)) را نشنیدم که بگویند*.
بنده با این شخص دوست بودم . لذا از این فرمایش پدرم خیلی ناراحت شدم و در دلم می گفتم : آقا ! این دوست ما را داری بی خانمان می کنی ، می گویی ملتزمی ؟! شما در مورد مال خودت هم ملتزم نیستی!
البته آن زمان خام بودم و متوجه نبودم . به هر حال آن شخص رفت و خانه اش را فروخت ؛ حتّی طلاهای همسرش را هم فروخت و بدهی پدرش را داد . سپس خانه ای را اجاره کرد . چند سال در آن خانه بود که روزی صاحب خانه آمد و به او گفت : می خواهم این خانه را به تو بفروشم !
وی پاسخ داد : من که پول ندارم .
صاحب خانه گفت : همین پول اجاره ای که می دهی ، به عنوان قسط خرید خانه برمی دارم . هر وقت هم که پول دستت آمد ، به من بده تا به تدریج ، پول آن جور شود .
شخص دیگری هم آمد و به او گفت : می خواهم زمین بخرم . تو هم بیا شریک من باش!
گفت : من پولی ندارم .
شخص پیشنهاد دهنده گفت : شریک شو ، بعدا بده ! به همین منوال وضع مالی این شخص ، از اوّل هم بهتر شد..

حجّت الاسلام و المسلمین حاج شیخ علی بهجت..

,

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 28 ارديبهشت 1395 ساعت: 1:11

صفحه بندی