آیینه پیغمبر اکرم جمالش
تنها جمالش نه که هم خلق و خصالش
گفته حسین اکبر چو احمد, من چه گویم
گفته نبی از من حسین و من از اویم
پس جان بابا و علی با هم عجین است
اکبر دل و جان امیرالمؤمنین است
آمد به دنیا جد خود را اشبه الناس
دارد تلألؤ بر سر دستان عباس
ذخرالحسین است این قد سرو رسایش
میگفت زینب زیر لب: “جانم فدایش”
می خواند بابا : “ای بهار دلنشینم
بالنده باشی اکبرم داغت نبینم”
,
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان