(در صورت امکان حتما صوت را دریافت کنید.)
( لینک های گناه بزرگ و نابخشودنی فتنه گران را با عنوان تفکر و عبرت دنبال بفرمایید)
نکتهی دیگری که فعالان سیاسی، مسئولان، صاحبان قدرت، صاحبان مسئولیت های گوناگون و متنفذین بشدت بایستی مراقب آن باشند، مسئلهی انحراف و فسادپذیری شخصی است؛ همهمان باید مراقبت کنیم. انسانها در معرض فسادند، در معرض انحرافند. گاهی لغزش های کوچک، انسان را به لغزش های بزرگ و بزرگتر و گاهی به پرتاپ شدن در اعماق درههائی منتهی می کند؛ خیلی باید مراقب بود. قرآن هشدار داده است. در موارد متعدد، در قرآن این هشدار وجود دارد. یک جا می فرماید:
«ثمّ کان عاقبة الّذین اساؤا السّوأی ان کذّبوا بأیات اللَّه»؛ عاقبت بعضی از کارها این است که انسان به آن خانهی بدترین می رسد که تکذیب آیات الهی است. یک جا می فرماید:
«فأعقبهم نفاقا فی قلوبهم الی یوم یلقونه بما اخلفوا اللَّه ما وعدوه»؛ خلف وعدهی با خدا کردند، این موجب شد نفاق در دل هایشان به وجود بیاید. یعنی انسان گناهی انجام می دهد، این گناه انسان را به وادی نفاق
می کشاند؛ که نفاق، کفر باطنی است. همین جا در قرآن، کافرین و منافقین در کنار هم هستند. در یک آیهی دیگر می فرماید: «انّ الّذین تولّوا منکم یوم التقی الجمعان انّما استزلّهم الشّیطان ببعض ما کسبوا». اینی که می بینید یک عدهای در مقابل دشمن منهزم می شوند، طاقت نمیآورند، نمی توانند ایستادگی کنند، به خاطر آن چیزی است که قبلاً از این ها سر زده است؛ باطن خودشان را با گناه و با خطا خراب کردهاند. لغزش ها انسان را فاسد می کند. این فساد، به انحراف در عمل و گاهی به انحراف در عقیده منتهی می شود. این هم بمرور پیش میآید؛ دفعتاً پیش نمیآید که ما فکر کنیم یک نفری شب مؤمن می خوابد، صبح منافق از خواب بیدار میشود؛ نه، بتدریج و ذره ذره پیش میآید. این، علاجش هم مراقبت از خود است. مراقبت از خود هم یعنی همین تقوا. بنابراین علاجش تقواست. مراقب خودمان باشیم. نزدیکان افراد مراقبت کنند؛ زن ها از شوهرهایشان، شوهرها از زن هایشان، دوستان نزدیک از همدیگر؛ «و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر». از یکدیگر مراقبت کنیم، برای این که دچار نشویم. مردم مسئولین را موعظه کنند، نصیحت کنند، خیرخواهی کنند، بنویسند برای آن ها، بگویند برای آن ها، پیغام بدهند تا مبادا دچار لغزش بشوند. خطرات لغزش
مسئولین هم برای نظام، برای کشور و برای مردم بیشتر است. انسان گاهی در بعضی از حرفها، در بعضی از اقدامها و تحرکات، این را احساس می کند؛ نشانههای یک چنین انحرافی را انسان مشاهده میکند. به خدا
باید پناه برد، از خدا باید کمک خواست.
خطبههای نماز جمعه تهران
۱۳۸۸/۰۶/۲۰
من به این برادران عرض می کنم، به مسئولیت پیش خدای متعال فکر کنید: پیش خدا مسئولید، از شما
سؤال خواهد شد. آخرین وصایای امام را به یاد بیاورید؛ قانون، فصلالخطاب است؛ قانون را فصلالخطاب بدانید. انتخابات اصلاً برای چیست؟ انتخابات برای این است که همهی اختلاف ها سر صندوق رأی حل و فصل بشود. باید در صندوق های رأی معلوم بشود که مردم چی می خواهند، چی نمی خواهند؛ نه در کف خیابان ها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتی آن هائی که رأی نیاوردند، اردوکشی خیابانی بکنند، طرفدارانشان را بکشند به خیابان؛ بعد آن هائی که رأی آوردهاند هم، در جواب آن ها، اردوکشی کنند، بکشند
به خیابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصیر مردم چیست؟ این مردمی که خیابان، محل کسب و کار
آن هاست، محل رفت و آمد آن هاست، محل زندگی آن هاست، این ها چه گناهی کردند؟ که ما می خواهیم طرفدارهای خودمان را به رخ آن ها بکشیم؛ آن طرف یک جور، این طرف یک جور. برای نفوذیِ تروریست آن کسی که می خواهد ضربهی تروریستی بزند مسئلهی او مسئلهی سیاسی نیست؛ برای او چه چیزی بهتر از پنهان شدن در میان این مردم؛ مردمی که می خواهند راهپیمائی کنند یا تجمع کنند. اگر این تجمعات
پوششی برای او درست کند، آن وقت مسئولیتش با کیست؟ الان همین چند نفری که در این قضایا کشته شدند؛ از مردم عادی، از بسیج، جواب این ها را کی بناست بدهد؟ واکنش هائی که به این ها نشان
داده خواهد شد تو خیابان از شلوغی استفاده کنند، بسیج را ترور کنند، عضو نیروی انتظامی را ترور کنند
که بالاخره واکنشی به وجود خواهد آورد، واکنش احساسی خواهد بود. محاسبهی این واکنش ها با کیست؟ انسان دلش خون می شود از بعضی از این قضایا؛ بروند توی کوی دانشگاه، جوان ها را، دانشجوها را آن هم دانشجوهای مؤمن و حزباللهی را، نه آن شلوغکنها را مورد تهاجم قرار بدهند، آن وقت شعار رهبری هم بدهند! دل انسان خون می شود از این حوادث. زورآزمائی خیابانی بعد از انتخابات کار درستی نیست،
بلکه به چالش کشیدن اصل انتخابات و اصل مردمسالاری است.
من از همه می خواهم به این روش خاتمه بدهند. این روش، روش درستی نیست. اگر خاتمه ندهند،
آن وقت مسئولیت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهدهی آن هاست.
خطبههای نماز جمعه تهران
۱۳۸۸/۰۳/۲۹
یکی از برادرها به قضایای سال ۸۸ و این حرف ها اشاره کردند. من خواهش می کنم اگر چنانچه مسائل
سال ۸۸ را مطرح می کنید، مسئلهی اصلی و عمده را در این قضایا مورد نظر و در مدّ نگاهتان قرار دهید؛
آن مسئلهی اصلی این است که یک جماعتی در مقابل جریان قانونی کشور، به شکل غیر قانونی و به شکل
غیر نجیبانه ایستادگی کردند و به کشور لطمه و ضربه وارد کردند؛ این را چرا فراموش می کنید؟
البته ممکن است در گوشه و کنار یک حادثهی بزرگ زد و خوردهائی انجام بگیرد که انسان نتواند ظالم را از مظلوم تشخیص دهد؛ یا یک نفر در موردی ظالم، در موردی مظلوم باشد؛ این کاملاً امکانپذیر است؛ اما در این قضایا، مسئلهی اصلی گم نشود. خب، در انتخابات سال ۸۸، آن کسانی که فکر می کردند در انتخابات تقلب شده، چرا برای مواجههی با تقلب، اردوکشی خیابانی کردند؟ چرا این را جواب نمی دهند؟ صد بار ما سؤال کردیم؛ نه در مجامع عمومی، نخیر، به شکلی که قابل جواب دادن بوده؛ اما جواب ندارند. خب، چرا عذرخواهی نمی کنند؟ در جلسات خصوصی می گویند ما اعتراف می کنیم که تقلب اتفاق نیفتاده بود.
خب، اگر تقلب اتفاق نیفتاده بود، چرا کشور را دچار این ضایعات کردید؟ چرا برای کشور هزینه درست کردید؟ اگر خدای متعال به این ملت کمک نمی کرد، گروههای مردم به جان هم میافتادند، می دانید چه اتفاقی میافتاد؟ میبینید امروز در کشورهای منطقه، آن جاهائی که گروههای مردم مقابل هم قرار
می گیرند، چه اتفاقی دارد میافتد؟ کشور را لب یک چنین پرتگاهی بردند؛ خداوند نگذاشت،
ملت هم بصیرت بهخرج دادند. در قضایای سال ۸۸، این مسئلهی اصلی است؛
این را چرا فراموش میکنید؟
دیدار دانشجویان
۱۳۹۲/۰۵/۰۶
,
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان