خرید بک لینک
sepahbodترجمه متن بدون رونوش و ویرایش

قربانی فر جلسه را با این جمله به زبان انگلیسی آغاز کرد که:«من به دکتر روحانی توضیح دادم که شما از کاخ سفید هستید، یک فرستاده ویژه برای خاورمیانه و او از ملاقات با شما خوشحال است.»

نیر گفت:«لطفا به دکتر روحانی بگویید من واقعا از اینکه ایشان اقامت خود را در جهت تأمین منافع دو طرف در پاریس تمدید کرده اند، تشکر می کنم. من از ایشان تشکر می کنم، هم از طرف خود و هم از طرف مقامات مافوق خودم، به خاطر جایگاه و سعه صدری که دارند.»

روحانی:«من انگلیسی می فهمم اما متأسفانه نمی توانم صحبت کنم. لذا قربانی فر ترجمه خواهد کرد. لطفا این نشست را کاملا محرمانه در نظر بگیرید. خیلی محرمانه. من از طرف دولتم صحبت می کنم چرا که این نشست کاملا غیر منطقی است. با این حال چون من واقعا به آقای قربانی فر اعتقاد دارم، موافقت کردم که با شما
ملاقات کنم که امیدورام موثر باشد.»

روحانی:«من اصلا حس خوبی نسبت به سخنرانی افراطی دیروز خمینی ندارم.» روحانی اضافه کرد:«من فکر می کنم این سرسختانه ترین سخنرانی او از زمانی است که قدرت را به دست گرفته است. او می خواهد همه کسانی را که با مواضع ضد آمریکایی افراطی او همراهمی نمی کنند، تکه تکه کند. اما این تقصیر شماست. شما آمریکایی ها نشسته اید و آنچه را که بین ما و عراق می گذرد، تماشا می کنید و هیچ کمکی به ما نمی کنید. شما تا وقتی که حرکتی نکنید و نیازهای ما را تأمین نکنید، چیزی از ایران به دست نمی آورید.»

در اینجا بود روحانی اعتراف کرد که:«این باید برای شما واضح باشد که آنچه الآن من می گویم، چیزی است که رفسنجانی خواسته است تا بگویم. اگر این کار را نکنم کار من تمام است. این روزها، ما داریم با افراطی هایی مثل خمینی و پسرش رهبری می شویم، محافظین مرا احاطه کرده اند. من چیزی برای خود نمی خواهم، جتی پول، چرا که در جایگاهی هستم که نمی توانم آنرا خرج کنم، چون باعث سو ظن است. من به دنبال چیزی هستم که برای کشورم بهترین است. شما باید بدانید که با چه کسی طرف هستید.»

روحانی:«اگر شخصیت خمینی را تحلیل کرده باشید، باید فهمیده باشید که بک مخالف قوی، او را وادار می کند که صد قدم به عقب برود، در حالی که یک مخالف ضعیف، او را تحریک می کند که جلو بیاید. متأسفانه شما، موضع غلطی اتخاذ کرده اید؛ شما با او بسیار نرم برخورد می کنید. شما باید تندتر باشید.باید از موضع برتری برخورد کنید. شما قدرت نشان نمی دهید.
همه اعتدالیون در کشور ما، روی یک خط باریک، حرکت می کنند. ما نمی توانیم هر هفته با شما ملاقات کنیم. یا حتی هر ماه. ما آماده هستیم تا یک همکاری واقعی با شما داشته باشیم. اما نخست شما باید به ما کمک کنید تا اسلام درست را در کشورمان، پرورش داده و گسنرش دهیم و برای این، ما نیاز به پول و کمک شما داریم تا جنگ عراق را خاتمه دهیم.»

نیر:«من از صداقت شما ممنونم. هیچ کس از این گفتگو، مطلع نخواهند شد. فقط دو نفر در کشور من از آن اطلاع دارند. شما باید بدانید که ما با ذهنی باز و فلبی گشاده برای حل نگرانی های ایران به اینجا آمده ایم. ما نباید اشتباهات گذشته را نبش قبر کنیم. چه از طرف شما بوده باشد، چه از طرف ما. ما باید رو به آینده نگاه کنیم. کاملا واضح است که اگر ایران با غرب ارتباط برقرار نکند هیچ آینده ای نخواهد داشت. همانطور که واضح است ما به طور جدی روی مسئله ایران سرمایه گزاری کرده ایم. ما احترام فراوانی برای مردم ایران قائلیم ما برای انقلاب ایران هم احترام فراوانی قائلیم. اما ما امیدواریم به شما کمک کنیم، به شما اعتدالیون، تا بتوانید خود را تقویت کنید. هر چه لازم است را به من بگویید تا ببینم چه کاری می توانیم انجام دهیم.»

روحانی:«ابتدا و در درجه نخست، باید محکم مقابل خمینی بایستید؛ سرسختانه.»

نیر:«برای نمونه، لبنان جبهه ای است که ما در آنجا تلاش می کنیم تا در مقابل خمینی قرار بگیریم. ما این کار را فورا انجام خواهیم داد.»

روحانی:«این خوب است. آیت الله ها و پاسدارها، سه میلیون دلار به لبنان کمک کرده اند؛ در حالی که ما در ایران نیاز مبرمی به پول برای رفع ضروری ترین احتیاجات معیشتی و امنیتی خودمان داریم. این افراد ملاهای لبنان را جمع کرده و قول تبدیل لبنان به یک جمهوری اسلامی را داده اند؛ عجب حرف مزخرفی! من تلاش کردم تا کل این ماجرا را خاتمه دهم اما نتوانستم.اگر دندان هایتان را به خمینی نشان ندهید، شما در همه جای جهان به مشکل خواهید خورد. اگر او را با نیروی نظامی تهدید کنید، حتی ممکن است دستتان را ببوسد و بگریزد.»

نیر:«ما کجا باید قدرتمان را نشان دهیم؟»

روحانی:«مثلا، شما به او بگویید که باید همه زندانی های جنگی در لبنان را تا پنج روز دیگر آزاد کنید. در غیر این صورت ما علیه شما اقدام نظامی خواهیم کرد و خودتان مقصر هستید.»

نیر:«ما یک امپراطوری هستیم. در حال حاضر، آرام عمل می کنیم. شما نحوه عمل ما در لیبی را دیده اید. اما ما معتقدیم که استفاده از قدرت، ممکن است ایران را در دست روس ها قرار دهد.»

روحانی:«شما باید به وسیله پاکستان و ترکیه، بین مسلمانان، یک پروپاگاندا علیه خمینی سازماندهی کنید.»
(همچنان که امروز آمریکا به این شیوه عمل می کند)

در اینجا نیر اعلام می کند که می خواهد به دستشویی برود. در آنجا نوار کاست را به روی دیگر بر می گرداند و به محل ملاقات باز می گردد. موضوع گفتگو به سمت استراتژی منطقه ای سوق پیدا می کند؛ واضح است که نیر و روحانی به یک زبان مشترک دست یافته اند.

با نزدیک تر شدن نگاه ها در جلسه، نیر سوال کرد:«چگونه می توانیم به افرادی در ایران کمک کنیم که معتقدند، آینده ایران در گروه اتحاد با غرب است؟»

روحانی:«شما می توانید درباره این موضوع، یک کتاب بنویسید. اما بهترین راه این است که من به ایران بازگردم و با افراد نزدیک به آیت الله منتظری صحبت کنم. ما طرحی را آماده می کنیم و من با یک پاسخ، نزد شما باز خواهم گشت. اما من می خواهم بدانم که آیا شما جدی هستید؟ من اعتقاد ندارم که شما واقعا بخواهید به ما کمک کنید. تا زمانی که خمینی و افرادش قدرت داشته باشند، هیچگاه روابط ما با غرب بهبود پیدا نخواهد کرد.»

اینجا بود که یک راز افشا گردید. در آن زمان آیت الله منتظری کاندیدای اصلی برای جانشینی خمینی بیمار بود. او طراح تماس ها با آمریکا و اسرائیل بود. روحانی آشکارا تلاش می کرد در مناقشات قدرتی که بر سر تصرف جایگاه رهبری در ایران وجود داشته و هنوز هم دارد، به منتظری کمک کند.

با این حال هیچ یک از طرح های روحانی به نتیجه نرسید. با وقوع رسوایی ایران گیت که به تمامی جاه طلبی های منتظری و تلاش های روحانی برای ارتقای او پایان داد. پس از مرگ خمینی، آیت الله ها بر روی علی خامنه ای افراطی توافق کردند، کسی که به عنوان جانشین خمینی تا به امروز بر این کشور حکمرانی می کند.

پس از رسوایی ایران گیت آمیرام نیر سمت خود را رها کرد و به سراغ فعالیت های اقتصادی رفت. او در سال 1988 در یک سانحه هوایی با هلیکوپتر در مکزیک کشته شد. برخی ادعا کرده اند که او بخاطر اطلاعات زیادی که در مورد دخالت جرج بوش پدر در رسوایی تسلیحاتی داشت، جان خود را از دست داد.

منبع:کتاب ممنوع الانتشار تماس حسن عباسی

,

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 5 تير 1395 ساعت: 11:34

صفحه بندی