خرید بک لینک
samavat213داستان جالب دزدی در بانک و پولی که گیر رئیس بانک آمد

در یک دزدی بانک یکی از ایالات آمریکا دزد فریاد کشید:
"همه افراد حاضر در بانک، حرکت نکنید، پول مال دولت است و زندگی به شما تعلق دارد".
بنابراین همه در بانک، با شنیدن استدلال دزد، به آرامی روی زمین دراز کشیدند.
این «شیوه تغییر تفکر» نام دارد
هنگامیکه دزدان بانک به خانه رسیدند، جوانی که (مدرک لیسانس اداره کردن تجارت داشت) به دزد پیرتر (که تنها شش کلاس سواد داشت) گفت «برادر بزرگتر، بیا تا بشماریم چقدر بدست آورده ایم»
دزد پیرتر با تعجب گفت؛ «تو چقدر احمق هستی، این همه پول شمردن زمان بسیار زیادی خواهد برد. امشب تلویزیون در خبرها خواهد گفت ما چقدر از بانک دزدیده ایم»
این را می گویند: «تجربه»
پس از آنکه دزدان بانک را ترک کردند، مدیر بانک به رییس خودش گفت، فوری به پلیس خبر بدهید.
اما رییس اش پاسخ داد: «تامل کن! بگذار ما خودمان هم دهها میلیون از بانک برای خودمان برداریم و به آن پولی که از بانک دزدیدن، بیافزاییم»
این را می گویند «با موج شنا کردن»!
رییس کل می گوید: «بسیار خوب خواهد بود که هرماه در بانک دزدی بشود»
این را می گویند «کشتن کسالت» شادی شخصی از انجام وظیفه مهمتر می شود.
روز بعد، تلویزیون اعلام می کند ۱۰۰ میلیون دلار از بانک دزدیده شده است. دزدها پولها را شمردند و دوباره شمردند اما آنها نتوانسته بودند بیشتر از ۲۰ میلیون بدست آورند.
دزدان بسیار عصبانی و شاکی بودند:
«ما زندگی و جان خود را گذاشتیم و تنها ۲۰ میلیون گیرمان آمد. اما روسای بانک ۸۰ میلیون را در یک بشکن بدست آوردند. انگار بهتر است انسان درس خوانده باشد تا اینکه دزد بشود»
این را می گویند؛ «دانش به اندازه طلا ارزش دارد»
رییس بانک با خوشحالی می خندید زیرا او ضرر خودش در سهام را در این بانک دزدی پوشش داده بود.
اینرا می گویند؛ «موقعیت شناسی» جسارت را به خطر ترجیح دادن.

” ارش سهرابی “

,

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: يکشنبه 6 تير 1395 ساعت: 1:28

صفحه بندی