هفته نامه ی یالثارات به تعدادی از بازیگرانی که خود یا همسرانشان با پوشش نامناسب در جشن (فشن شوی) حافظ (بیچاره) حضور یافتند، توهین کرده است (نسبتی که هفته ی نامه یالثارات به این بازیگران داده، مطابق شرع و قانون جرم بوده و حد دارد) پاسخی که مهران غفوریان، بجای پیگیری قانونی موضوع، به این توهین داده، در واقع ربط چندانی به هفته نامه ی توهین کننده ندارد
و غفوریان بجای پاسخ به ناسزاگویی آن هفته نامه، کلیت حجاب و چادر را به استهزاء و تمسخر گرفته است؛
پوششی که میلیون ها زن ایرانی به تأسی از بانوی دو عالم، حضرت زهرا سلام الله علیها و مطابق دستورات دینی که همه مان از جمله مهران غفوریان به آن معتقد هستیم، برگزیده اند.
در واقع در دعوای میان یک هفته نامه و تعدادی بازیگر، سنگ ها به مایی خورد که در این جدل، بی طرف که نه، ولی در هیچ دو سوی این دعوا نبودیم و به هیچکس توهینی نکرده بودیم.
من تنها باری که مهران غفوریان را از نزدیک دیده ام، مراسم بزرگداشت شهید عزیز جبهه ی مقاومت، جهاد مغنیه در تهران بوده است.
درباره ی او جز اینکه استند آپ کمدی هایش را دوست دارم، قضاوتی نخواهم کرد.
خبرهای حضورش در هیئات اهلبیت علیهم السلام را شنیده ام.
اما همه ی اینها چیزی را تغییر نمی دهد.
در این مورد خاص او به همه ی محجبه ها و چادری های سرزمینش، بی دلیل توهین کرده است.
اینکه او هیات می رود، نباید باعث شود توهین زشت او را نادیده بگیریم که فردا روز هر کسی جرأت جسارت یابد.
صداقت و مردمی بودن و هیاتی بودن مهران غفوریان باید باعث شود او ضمن پیگیری حق خود در برابر هفته ی نامه ی یالثارات، از همه ی محجبه ها و چادری ها عذرخواهی کند.
دوست دارم به او بگویم این پتو نیست که روی سرم می کشم؛ چادری ست که از کوچه های خاکی مدینه و از صلابت زینبی کربلا به ارث برده ایم. همان زینبی که خود شما هم در مجلسش سینه می زنید...
,
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان