
بازی توی جوی های اب روستا ، حالا یک کار بی کلاس است ؛ بچه باید در جایی از قبل اماده شده ، استریل و امن بازی کند ؛ همه این فرهنگ مراقبت جدید را من می فهمم ؛ اما نمی توانم ، حس مناسبات از دست رفته گذشته را از خودم بیرون کنم ؛ اب بازی در خیابان ، تیله بازی ، ساختن خانه با گل و خاک ، تولید توپ پلاستیکی دو لایه برای جام کوچه ؛ فقط بازی نبود ، یک جور در گیری با طبیعت ، جانوران ، مسایل اجتماعی و شهری ، مناسبات همسایگی ، ارتباط زورمند و ضعیف ، زرنگی و تقلب کوچه ای ، و در یک کلام ، جمعی شدن کودکان دوره ما بود ؛ حالا بچه ها ، با هوش تر ، با اطلاعات تر ، سریع الانتقال تر و حتی شاید با سواد ترند ، اما کاملا تک و تنها و غیر جمعی ؛ زندگی جمعی ، طبیعی و واقعی از بچه ها دریغ شده و همه اینها را در نت و گیم و تبلت تجربه می کنند ، جمعیت مجازی می فهمند ، لایک و کامنت و فیو درک می کنند ، اما چرتکه و حساب و عمل و جنگ بی پایان منافع اجتماعی نمی فهمند ؛ به ان روز ها نباید و نمی توان بازگشت ؛ اما امروز را نباید فکری کرد؟
,
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: يکشنبه
17 مرداد
1395 ساعت: 3:45